دروغ‌های دیجیتال به سبک سینمایی Reviewed by Momizat on . هميشه راز و رمزي از سينما و علاقه به تصوير در فكر و ذهن داشتم. اما نقطه عطف زندگي سينمايي‌ام (همان زندگي‌ام با سينما) روايت هنري و فني فيلم‌سازي، از زبان دبير خ هميشه راز و رمزي از سينما و علاقه به تصوير در فكر و ذهن داشتم. اما نقطه عطف زندگي سينمايي‌ام (همان زندگي‌ام با سينما) روايت هنري و فني فيلم‌سازي، از زبان دبير خ Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » خواندنی ها - Posts » دروغ‌های دیجیتال به سبک سینمایی

دروغ‌های دیجیتال به سبک سینمایی

همیشه راز و رمزی از سینما و علاقه به تصویر در فکر و ذهن داشتم. اما نقطه عطف زندگی سینمایی‌ام (همان زندگی‌ام با سینما) روایت هنری و فنی فیلم‌سازی، از زبان دبیر خوب ادبیات دبیرستان بود. آقای ملکی آن‌چنان از «گاو» مهرجویی صحبت می‌کرد که فکر می‌کردم زندگی را باخته‌ام اگر این فیلم را نبینم. اشتراک ماهنامه فیلم از روزگار دبیرستان تا این پانزده شانزده سال پس از آن، شاگردی آتیلا پسیانی و سیروس شاملو و همکاری با سیف‌الله صمدیان، و رفاقت قدیمی با دوستان علاقه‌مند به هنر ـ که امروزه چهره‌های شناخته‌شده‌ای هستند ـ همه از همان علاقه به «تصویر» در من مانده است. راستی! چطور می‌شود نسبت به سینما و سحر صدا و تصویر بی‌تفاوت بود؟ این سالن تاریک با آن پرده بزرگ پیش‌روی، با ما چه می‌کند که نرفتن به آن‌جا دلتنگ‌مان می‌کند؟

به قول فلینی فقید: «سینما دروغ بزرگی است» و همه تشنه این دروغ گفتن و زیباتر دروغ دیدن و شنیدن هستیم. به یاد دارم روزهایی که دایی فیلم‌های سوپر ۸ را می‌فرستاد آلمان تا ظاهر شوند و بعد آپارات کوچک خود را روبه‌روی دیوار سفید منزل مادربزرگ روشن می‌کرد و ما می‌نشستیم پای خاطره‌های ثبت شده از دوران کودکی آن هم به روایت فیلم سیاه و سفید! حالا که دنیا دیجیتال شده و سینماهای خانگی همه جا دیده می‌شوند. کافی‌ست اراده کنی تا آخزین تولیدات دنیا را روی دی وی دی تماشا کنی. صدای دالبی سراند و ابزارهای رایانه‌ای، با تلفیق فناوری‌های اطلاعات و شدنی‌های دنیای دیجیتال، ایده‌های سینماگران امروزی را روز‌به‌روز آسان‌تر به عینیت تبدیل می‌کند. هر چه بیشتر تخیل کنی، ابزارها را کامل‌تر می‌کنند.

مشتریان کلیک می‌دانند که در این ستون به بهانه موضوع ویژه هر شماره، به مفاهیم نوآوری نظام‌یافته و TRIZ می‌پردازیم. موضوع ویژه کلیک را به محتوای علمی TRIZمی‌سپاریم و با معرفی یکی از «روندهای تکامل» مطرح در دانش نوآوری نظام‌یافته، پیش‌بینی‌هایی از آینده را می‌سازیم. سینما و تلویزیون و برنامه‌سازی در این رسانه‌ها دست‌مایه این نوبت مشق نوشتن ما است. روند کلیدی مدنظر برای این شماره، افزایش به‌کارگیری حواس است. روندهای دیگری مثل «شکستن مرزها»، «افزایش تعداد رنگ‌ها»، «درگیر کردن مشتری در محصول» و دیگر موارد مرتبط از میان ۳۱ روند تکامل نیز، قابل طرح هستند اما با توجه به حجم این ستون، به معرفی افزایش به‌کارگیری حواس بسنده می‌کنیم.

هر چند این روند، پیشتر هم در همین ستون مورد استفاده قرار گرفته اما در معرفی‌اش باید گفت که سیستم‌های مختلف مثل فیلم‌سازی،‌ ابتدا از یکی از حواس بیشترین بهره را می‌برند و بر آن متمرکز می‌شوند. در ادامه مسیر تکامل و توسعه، کم‌کم دیگر حواس پنج‌گانه به سیستم وارد می‌شوند و این ورود گاهی با دشواری و با تولد فناوری جدید ممکن می‌شود. سینما را در نظر بگیریم و به یاد بیاوریم که اول سینمای صامت متولد شد. بینایی اولین حس درگیر در این محصول بود. رفته رفته صدا آمد و شنوایی هم وارد بازی شد و بعد رنگ‌ها اضافه شدند. در هر مرحله از تکامل هم مثل تبدیل صدای مونو به استریو پیشرفت‌هایی رخ می‌دهد. هنوز لامسه و بویایی و چشایی به‌طور گسترده و جدی وارد سالن‌های سینما نشده‌اند. سفر کرده‌های اهل فیلم دیدن، از سینماهایی می‌گویند که در آن‌ها لامسه هم جنبه واقعی پیدا کرده و هنگام فیلم دیدن در صحنه‌هایی از فیلم، چیزهایی از زیر صندلی به پای تماشاگر می‌خورد و او حس می‌کند که مار فیلم در واقع هم به پایش خورده و گاهی هم در صحنه‌ای بارانی از فیلم، نم بارانی از سقف سالن می‌بارد و از چپ به راست از سر تماشاگران می‌گذرد.

 

با این مثا‌ل‌ها، در آینده نزدیک دنیای سینما و تلویزیون چنین خواهند شد:

  1. فیلم‌ها به واقعیت‌های زندگی نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوند. اگر در برنامه آشپزی تلویزیون یا فیلم سینمایی، کسی از بوی خوش غذایی که در سفره آماده میل شدن است تعریف کرد و شما هم بلافاصله این بو را استشمام کردید، تعجب نکنید! حس‌گر و فناوری اطلاعات با همنشینی هنرمندان و متخصصان شیمی این نشدنی را به واقعیت تبدیل می‌کنند.
  2. اگر همیشه رویای بازی کردن به جای فلان بازیگر محبوب خود را داشته‌اید،‌ شاید زمان زیادی به پایان انتظارتان نمانده باشد! به کمک نرم‌افزارها و با شبیه‌سازی ریزه‌کاری‌ها بازی مارلون براندو یا استاد عزت‌الله انتظامی، شما می‌توانید در فیلمی از ایشان و به جای آن‌ها بازی کنید. حالا که نر‌م‌افزارهای شبیه‌ساز صدا متولد شده‌اند و صدای دوبلورها را کپی‌سازی می‌کنند، تصویرسازها هم سر و کله‌شان پیدا می‌شود.
  3. شاید بتوانید در سال‌های آینده، همین‌طور که این سوی پرده نشسته‌اید وارد فیلم شوید و چند دقیقه‌ای با نگاه و درک خود، جای یکی از هنرپیشه‌های مسیر فیلم را جلو ببرید. یا این که به کمک نرم‌افزار‌ها، همان‌گونه که امروز بازیکنان فوتبال را در مسابقه رایانه‌ای انتخاب می‌کنید، به جای کارگردانی بزرگ بنشینید و از میان برترین هنرمندان دنیا،‌ گزینه‌های دلخواه خود را برگزینید و فیلم جدیدی را روی نمایشگر کارگردانی کنید.
  4. این که فناوری دوربین‌ها را روز به روز کوچک‌تر می‌کند و کیفیت آن‌ها را مدام بالاتر می‌برد می‌تواند ما را به جایی برساند که دوربین و تجهیزات جانبی آن حذف شوند. وقتی دو بازیگر روبه‌روی هم بازی می‌کنند، چشم هر یک (یا لنزی کوچک که به عنوان دوربین در چشمشان کار گذاشته می‌شود) تصویر روبه‌رو را ثبت می‌کند. نمایشگر پیش روی کارگردان و سیستم نرم‌افزاری کنترل از راه‌ دور هم به او امکان زوم کردن و پن و تیلت را می‌دهد و همه چیز طبیعی‌تر و جذاب‌تر می‌شود.
  5. کمک فناوری اطلاعات به دکوراسیون و طراحی گریم و صحنه‌ و لباس، بر کسی پوشیده نیست. از شبیه‌سازی سیاهی‌لشگرها گرفته و تکثیر آن‌ها، تا تست کردن گریم چهره روی نمایشگر و اضافه کردن وسایل صحنه و … همه امروزه در سینما و تلویزیون خودمان هم پر از مثال هستند.
  6. آرشیو شدن تولیدات تلویزیون و سینما در قالب فایل‌های با کیفیت ولی کوچک و فراهم شدن امکان جستجو در میان دیالوگ‌ها یا صحنه‌های فیلم‌ها بر اساس لوکیشن، موسیقی، نمای‌ دوربین، هنرپیشه و … به مدد پیشرفت‌های دنیای دیجیتال، آسان و اجرایی می‌شود.
  7. سخت‌افزارهای نمایش فیلم دگرگون می‌شوند. تصور کنید که امواج تلویزیونی را به راحتی دریافت فرکانس‌های برنامه رادیویی روی تلفن همراه خود می‌گیرید؛ آن هم با سیستم دریافت و پخش دیجیتال، نه روش آنالوگ گوش‌های چینی موجود در بازار تلفن همراه ایران. در این صورت، اگر تلفن شما بتواند تصویرهای دریافتی را اسکرین کند ـ یعنی مثل ویدئو/ دیتا پروجکشن روی پرده یا دیوار بیندازد ـ نمایشگر شما دیگر صحفه کوچک تلفنتان نیست، بلکه پرده‌ای است بزرگ و دیدنی.
  8. خود پرده‌های نمایش و تلویزیون‌ها خانگی هم قابلیت کش آمدن پیدا می‌کنند. موقع خرید یک تلویزیون در بازار صوتی و تصویری‌ها، به شما پیشنهاد یک تلویزیون حداکثر ۵۲ اینچ می‌دهند که در حالت معمولی ۲۱ اینچ دیده می‌شود اما اگر گوشه‌ها آن‌ را بگیرید و بکشید تا ۵۲ اینچ بزرگ می‌شود!
  9. امنیت و کپی‌رایت هم در لایه‌های دیگری خود را یادآور می‌شود. قفل نرم‌افزاری و سخت‌افزاری و کد دادن و … با روش‌های جدیدتری دنبال می‌شوند که کسی نتواند محصولی هنری را بدون پرداخت حقوق آن کپی کند. سینما آزادی تهران که تازه رخ جدیدش را رونمایی کرده است، سیستمی دارد که کسی نمی‌تواند از تصویر در حال نمایش آن با دوربین کپی‌برداری کند. تازه سر در این سینما هم از نقاشی روی پارچه‌های بزرگ سابق و بعد پلات رنگی مدرن‌تر شده و یک نمایشگر دیجیتال بزرگ برایش نصب کرده‌اند. تیزر فیلم به جای فیلم در خیابان دیده می‌شود و بعد ما را می‌برد به داخل سالن سینما…

زندگی همه ما پر شده از کارهای روزمره و پی‌گیری‌ها و بدهی دادن‌ها و طلب وصول کردن‌ها. باید و نبایدها آن‌قدر زیاد شده‌اند که کمتر کسی فرصت فکر کردن و «خلاق اندیشیدن» را دارد. چند دقیقه‌ای به دیگر کارها و مشغله‌های فکری‌تان مرخصی بدهید و با مرور محتوای این ستون متفاوت فکر کنید. اگر چیزهای جالبی به فکرتان رسید و از ایده‌پردازی خود لذت بردید،‌ با یک ای‌میل به کلیک، دیگران را هم در آن شریک کنید. همه واقعیت‌های امروز، ریشه در رویا‌های دیروز دارند.

درباره نویسنده

Mahmoud Karimi

دانش‌آموخته مهندسی صنایع و مدیریت اجرایی از دانشگاه علم و صنعت/ پژوهشگر و مدرس متدولوژی‌های نوآوری نظام‌یافته و تکنیک‌های خلاقیت برای کشف و حل مساله/ نایب‌رییس پیشین موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران، نماینده انجمن TRIZ اروپا در ایران/ دارای تجربه‌های مطبوعاتی از 1372 و برنامه‌سازی مرتبط با مباحث مدیریتی، ترویج تفکر خلاقانه و نوآوری برای رادیو و تلویزیون/ پدیدآورنده کتاب‌های «40 اصل؛ شاه‌کلیدهای تریز برای نوآوری» و «بهبود بی‌تردید» و مقاله‌های ارایه شده در نشریات تخصصی و کنفرانس‌ها

تعداد نوشته ها : 15

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا