من نه منم! Reviewed by Momizat on . زياد يا كم، هر تعداد پيراهني كه پاره كرده باشيم، آشنايي‌مان با دنياي مجازي يا مجازهاي واقعي از دو راه اتفاق افتاده است: داستان‌هاي تخيلي و فيلم‌هاي علمي ـ تخيلي زياد يا كم، هر تعداد پيراهني كه پاره كرده باشيم، آشنايي‌مان با دنياي مجازي يا مجازهاي واقعي از دو راه اتفاق افتاده است: داستان‌هاي تخيلي و فيلم‌هاي علمي ـ تخيلي Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » خواندنی ها - Posts » من نه منم!

من نه منم!

زیاد یا کم، هر تعداد پیراهنی که پاره کرده باشیم، آشنایی‌مان با دنیای مجازی یا مجازهای واقعی از دو راه اتفاق افتاده است: داستان‌های تخیلی و فیلم‌های علمی ـ تخیلی. فانتزی‌ دیدن و گفتن و شنیدن همیشه بخشی از متفاوت زندگی کردن انسان‌ها است. کم سراغ نداریم مثال‌هایی را که در زمان طرح شدن‌شان در صحنه‌ای از یک فیلم یا هنگام خواندن یک کتاب، با عبارت «مگر چنین چیزی ممکن است!» همراه کرده‌ایم و کم سراغ نداریم چیزهایی را که امروز عادی هستند و پیشتر ناممکن.

کافی‌ است به پیامک فرستادن فکر کنیم و یک‌بار به زنگ خوردن تلفن همراه‌مان نگاه دوباره داشته باشیم؛ مگر تا چند سال پیش ممکن بود که با تلفن حرف بزنیم، آن هم بیشتر از برد تلفن‌های بی‌سیم؟ برای یافتن این که چه پدیده‌ای در حال رخ دادن است و چه برنامه‌ریزی برای «تبدیل نشدنی‌ها به شدن» طراحی شده است، بی‌تردید ما را به مباحث فلسفه علم و لایه‌های پیچیده مرزهای دانش می‌برد. پرداختن به این مقوله هم از حوصله کلیک و این ستون خارج است.

اگر اهل رؤیاپردازی باشیم، لذت خلق چیزهای  نو و شریک شدن در ایده‌های بکر دیگران، برایمان وصف‌نشدنی است. هر ایده جالبی، وقتی نتیجه‌ اجرایی‌اش برآورده کردن نیازی از مردم باشد، یعنی بوی خوش سرمایه‌گذاری برای عملیاتی کردن، از آن می‌آید. بسیار هستند ایده‌هایی که ما در ذهن داریم و هم زمان بی‌آن‌که بدانیم، ایده‌ای مشابه، موضوع پروژه‌ای در یک مرکز تحقیق و توسعه از شرکتی بزرگ، آن سوی آب‌ها یا دورتر است. این سوژه محققان و دانشمندانی را به خود مشغول داشته تا تصور مجازی ما را به واقعیت زندگی بیاورند.

اگر اهل کلیک خواندن باشید می‌دانید که در این ستون به بهانه موضوع ویژه هر شماره، به مفاهیم نوآوری نظام‌یافته و TRIZ می‌پردازیم. موضوع ویژه کلیک، دست‌مایه‌ای تا سری به محتوای علمی TRIZ بزنیم و با معرفی یکی از «روندهای تکامل» مطرح در دانش نوآوری نظام‌یافته، پیش‌بینی‌هایی از آینده داشته باشیم. «زندگی مجازی» عنوان نوشتن این هفته است. اگر منصفانه به موضوع نگاه کنیم، برای این شماره باید همه روند‌های تمامل را ذکر کنیم و در موردشان مثال بزنیم. چون وقتی از زندگی صحبت می‌کنیم، یعنی با تغییر و تکامل‌یافتن همه چیز کار داریم و فقط به یک مصداق نمی‌توانیم بپردازیم. اما اگر بخواهیم به یک روند بسنده کنیم، برای این شماره، «پویایی» و «حرکت از ابعاد ماکرو به نانو» را برمی‌گزینیم. «پویایی» می‌گوید که در مسیر تکامل باید از ثابت بودن اجزا، به تک‌محوری شدن و بعد چنداتصالی حرکت کنیم و سپس ساختار کاملا منعطف را ایجاد نماییم و بعد آن‌ها را مایع یا گاز کرده و در ادامه هم تحت تاثیر یک میدان، به کار واداریم. چاقو برای بریدن، در ادامه تکاملش ابداع قیچی را داشت و بعد برش به کمک سیم‌ها و برش با آب پرفشار (واتر کاتر) و در ادامه هم برش لیزری را شاهد هستیم.

در مورد «حرکت از ابعاد ماکرو به نانو» به سادگی باید گفت که همه چیز از اندازه‌های چندمتری رفته‌رفته به چند سانتی‌ و چند میلی تا چند نانویی در حال کوچک شدن و بهتر شدن هستند. مثال‌ هم برایش فراوان سراغ داریم. هارد دیسک‌های قدیمی چند مگابایتی که به اندازه یک اتاق بودند را مقایسه کنید با فلش‌های بندانشگتی چند گیگا بایتی.

اگر به زندگی مجازی و مجازی‌های واقعی بپردازیم، چنین آینده‌ای قابل تصور است:

  1. روبات‌ها هم‌زیست ما می‌شوند و با آن‌ها زندگی می‌کنیم. به سادگی، در محل کارمان چند همکار روبات خواهیم داشت و مدیرمان هم شاید روبات باشد. فرزندان ما هم‌بازی‌هایی دارند که انسان نیستند اما بسیار خوب و عادی و هوشمندانه بازی می‌کنند.
  2. نظام آموزشی ما در مدرسه و دانشگاه با حضور روبات‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری ساز و کارهای خود را پیش می‌برد. البته مغزافزار اصلی متعلق به انسان است اما بسیاری از امور را انسان‌نماها رتق و فتق می‌کنند.
  3. سیستم‌های هوشمند و شبکه‌های پیچیده مرتبط با هم، در هر لحظه برای ما تصمیم‌گیری می‌کنند و از ما می‌خواهند که تصمیم‌های کلیدی را خود بگیریم. هر چند تا روزهای آینده، تصمیم‌گیری نیز امری عادی و تفویض شده به سیستم هوشمند خواهد بود. کدام مدرسه برویم، چه بخریم، چه بپوشیم و چقدر پول خود را کجا هزینه کنیم، سوال‌های عادی است که نرم‌افزار به ما جوابش را می‌دهد.
  4. اندام انسانی شبیه‌سازی می‌شوند و ترکیبی از سیستم‌های زنده با مثلا قلب دیجیتال خواهیم داشت. آیا مغز هم ممکن است دیجیتال شود؟
  5. تنظیم کردن‌ها از هر نوع و هر جنس و برای هر کجا که باشند به شکل خودکار انجام می‌شوند. درها برای اشخاصی باز می‌شوند که باید از دری گذر کنند و به اندازه رد شدن او هم کنار می‌روند نه چن سانتی‌متر بیشتر. از جایی به جایی رفتن‌ها، اگر امروز به کمک نقشه گوگل یا مسیریاب‌های تلفن همراه و خودرو صورت می‌پذیرند، فردا خود رفتن هم خودبه‌خود می‌شود. شما می‌گویید من ۷ دقیقه وقت دارم بروم جلسه با فلانی، سیستم هوشمند شما را از جایی که هستید می‌برد به جایی که می‌خواهید. مسیر و وسیله سفر و … همه با او است.
  6. بودجه‌های دیجیتالی خواهیم داشت. مثلا هر سال می‌توانیم n گیگا واحد انرژی مصرف کنیم. حالا این که چقدر از آن انرژی گرمایی است و چقدر روشنایی و سوخت و … باید برنامه‌ریزی شود تا کسری نداشته باشیم.
  7. چیزهایی خواهیم داشت که انگار واقعی‌اند اما نیستند! مثلا ممکن است کنار خیابان خودرویی را ببینید که پارک شده و شما بخواهید جلوی آن پارک کنید. اما وقتی دنده عقب می‌روید می‌بینید که یک خودروی سه بعدی مجازی آن‌جا است! هنوز هم هست اما شما می‌توانید از روی آن و از میانش راه بروید!
  8. چند کلید واژه مثل جستجو در گوگل، برای تلویزیون مجازی خود تعریف می‌‌کنیم و او می‌گردد و برای ما برنامه‌هایی را پیدا می‌کند که مثلا در آن‌ها آقای آ مجری و موضوع برنامه ب است و تصویرهای پ پخش می‌شود. دیدن خلاصه برنامه‌های دلخواه هم کار ساده‌ای خواهد بود.
  9. گذشته‌های ما به روز می‌آیند. شما می‌توانید روزی خاص، ساعتی مشخص یا رخدادی از گذشته‌تان را فراخوان کنید و آن را مثل واقعیت موجود اما به شکل مجازی مرور نمایید. از همه پیشینه زندگی شخصی و حرفه‌ای شما نسخه‌ای پشتیبان تهیه می‌شود که دسترسی به آن با نام کاربر و رمز عبور شما ممکن است.
  10. جستو کردن در فکر خود، به دنبال کسانی که مثل شما فکر می‌کنند (هر کجای دنیا که باشند) و هر نوع جستجوی ناممکن دیگر امروزی، ‌در آینده جزو «عادی‌ها» خواهد بود.
  11. غذاهای مجازی (که سیرمان می‌کنند)، دوستان روباتیک، تاکسی پرنده و زندگی در خانه‌‌ای روی هوا و تصویری شدن فکرهای‌مان پیش روی چشم خود، امروز نشدنی‌ هستند، فردا چطور؟ این مرزهای تخیل و واقعیت و مجازی و حقیقی چگونه حفظ می‌شوند؟

عمیق‌ که نگاه کنیم، در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات، دست‌اندرکاران آن روی مرزهای بود و نبود و شدن و نشدن گام بر‌می‌دارند. بسیاری از کارهای ما در آینده با یک کلیک کردن انجام می‌شوند. کدام‌ها را برای خود نگه‌داریم و کدام‌ها را بسپاریم به مجازی شدن؟

زندگی همه ما روزمرگی‌هایی به همراه دارد که مدام ما را مشغول خود داشته است. چنین و چنان‌های شناخته شده و باید و نبایدهای آشنا، آن‌قدر زیاد هستند که مجالی برای فکر کردن و «خلاق اندیشیدن» باقی نمی‌گذارند. چند دقیقه‌ای به دیگر کارها و مشغله‌های فکری‌تان مرخصی بدهید و با مرور محتوای آن‌چه در بالا خواندید، متفاوت فکر کنید. اگر چیزهای جالبی به فکرتان رسید و از ایده‌پردازی خود لذت بردید،‌ با یک ای‌میل به کلیک، دیگران را هم در آن شریک کنید. همه واقعیت‌های امروز، ریشه در رویا‌های دیروز دارند.

درباره نویسنده

Mahmoud Karimi

دانش‌آموخته مهندسی صنایع و مدیریت اجرایی از دانشگاه علم و صنعت/ پژوهشگر و مدرس متدولوژی‌های نوآوری نظام‌یافته و تکنیک‌های خلاقیت برای کشف و حل مساله/ نایب‌رییس پیشین موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران، نماینده انجمن TRIZ اروپا در ایران/ دارای تجربه‌های مطبوعاتی از 1372 و برنامه‌سازی مرتبط با مباحث مدیریتی، ترویج تفکر خلاقانه و نوآوری برای رادیو و تلویزیون/ پدیدآورنده کتاب‌های «40 اصل؛ شاه‌کلیدهای تریز برای نوآوری» و «بهبود بی‌تردید» و مقاله‌های ارایه شده در نشریات تخصصی و کنفرانس‌ها

تعداد نوشته ها : 15

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا